داود بن محمود القيصري
107
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
تجلى فعلى وجود منبسط است و عقل أول اولين قابل از قوابل امكانيه است . وجود منبسط از جهت اطلاق سارى در قوابل امكانيه و أعيان ثابته است و چون فيض مقدس نفس اضافهء اشراقى حق است و اضافهء حق بحقائق وجوديه اضافهء وجودي و خارجي است نه اضافهء مقولى ماهوى ، بحسب نفس ذات متقوم است به تقوم وجودي و خود نيز سارى است در مظاهر بسريان وجودي و خارجي و چون از جهت اطلاق با حق معيت دارد و ملاك معيّت تقوم آن بوجود مطلق عارى از اطلاق است ، اتحاد آن با وجود مطلق ، اتحاد حقيقت با رقيقت است و حق أول نيز از جهت اطلاق و ظهور فعلى عين اشياست نه از لحاظ مقام ذات و مرتبهء غناء ذاتي . بنا بر اصالت وجود ، منبسط و وجودات خاصه كه از جهت اطلاق غير مقيد به ماهيت و از لحاظ سريان در أعيان عين وجودات مقيده است ، موجود است بذاته نه لذاته ، بر خلاف ماهيات كه بذات خود تحقق ندارند و از ناحيهء وجود و تحيّث به حيثيّت تقييديه موجودند ، لذا بالعرض تحقق دارند . بنابراين فيض سارى در أشياء موجوديست حقيقي و منشأ ظهور و انبعاث ماهيات و نيز موجود است « بذاته » و نفس ظهور و تجلّى و فيض حق أول است . به همين جهت است كه وجود حق بدون تجافى از مقام ذات و مرتبهء غناء ذاتي و بىنيازى از عالميان ، در حقايق متجلي فعلى أو همان وجود